تبلیغات
..:: نگاه نو ::..
سه شنبه 29 شهریور 1390

زنان بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    

رئیس انجمن روانپزشکان ایران با اشاره به وجود بیماران مبتلا به اختلالات روانی خاموش در جامعه گفت: افسردگی،اضطراب، وسواس و اختلالات خواب شایع‌ترین بیماری‌های روانی در کشور به‌شمار می‌آیند.

احمد جلیلی به مناسبت روز جهانی بهداشت روان، افزود : مراجعه به روانپزشک هنوز در ایران با دشواری‌هایی روبروست اما همین مسئله در مقایسه با ۲۰ سال گذشته پیشرفت‌هایی را کسب کرده است چرا که مردم انواع بیماری‌های روانی را بیشتر شناخته‌اند و دیگر پرهیزی ندارند که بیماری آنها شناخته شود همچنین در حال حاضر بیماری روانی نقطه ضعف و برچسب اجتماعی تلقی نمی‌شود.

وی با بیان اینکه در گذشته به اشتباه مسائل روانی را با بیماری‌های روحی یکی دانسته و آن را به ماوراء‌الطبیعه مرتبط می‌دانستند، ادامه داد: حدود سه تا چهار درصد بیماری‌های روانی جامعه مانند اسکیزوفرنی و سرخوشی‌های شدید در گذشته فقط شناخته شده بودند و افسردگی، اضطراب، وسواس و اختلالات خواب که هم‌اکنون آمار بالایی دارند و با علائم جسمی بروز می‌‌دهد ناشناخته مانده بودند.

جلیلی گفت: البته امروزه نیز تا پزشک معالج و اطرافیان بیمار را راهنمایی نکنند و یا از طریق مشکلات تنفسی و یا سردرد بیماری روانی تشخیص داده نشود بیمار از مشکل روانی خود بی‌اطلاع می‌ماند و درمان نیز سخت‌تر می‌شود.

رئیس انجمن روانپزشکان ایران تصریح کرد: مشکل اساسی در تعریف روان است چرا که روان با فعالیت مغز در ارتباط است و با معقوله روح، جن‌زدگی و خرافات متفاوت است.

وی وضعیت بهداشت روانی را در جامعه مطلوب ندانست و گفت: این مسأله با بهداشت عمومی و جسمی مرتبط است و زمانی‌که بهداشت عمومی مطلوب باشد بهداشت روانی نیز در وضعیت خوبی خواهد بود.

 جلیلی گفت : هنگامی که به طور مثال تصادف و تلفات جاده‌ای هر سال در جامعه ما به اندازه جمعیت یک شهر کوچک است طبیعی بوده که از همین رقم بیماران روانی نیز بیشتر شوند چرا که افراد، وابستگان و خانواده خود را از دست می‌دهند بنابراین وضعیت بهداشت روانی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیز ارتباط تنگاتنگ دارد و ظاهر به چشم نمی‌آید.

افسردگی،اضطراب، وسواس و اختلالات خواب شایع‌ترین بیماری‌های روانی در کشور

وی افسردگی، اختلالات اضطرابی، وسواس و اختلالات خواب را به ترتیب شایع‌ترین بیماری‌های روانی در جامعه دانست و گفت: این بیماری‌ها با علائم جسمی ظاهر می‌شوند و عامل مراجعه بالا افراد به کلینیک‌های روانپزشکی است.

اختلالات روانپزشکی همه سنین را درگیر می‌کند

رئیس انجمن روانپزشکان ایران در مورد بیشترین گروه سنی درگیر با بیماری‌های روانی گفت: اختلالات روانپزشکی همه سنین را درگیر می‌کند به طور مثال افسردگی در جوانان به دلیل مشکلات محیطی شایع‌تر است و بیماری‌های بیولوژیکی در افراد مسن و بیماری اسکیزوفرنی در سنین نوجوانی بسیار شایع است.

درصد ابتلای زنان به اختلالات روانی در ایران ۲ برابر مردان است

وی ادامه داد: زنان بیشتر از مردان در معرض بیماری‌های روانی و افسردگی قرار دارند به طوری که درصد ابتلای زنان به اختلالات روانی در جامعه ما ۲ برابر مردان است. دلیل آن مسائل بیولوژیکی و شرایط محیطی است همچنین نابسامانی‌های اجتماعی و قانونی نیز در این مسأله موثر است.

پرستاران در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دارند

جلیلی، افراد شاغل در حرفه‌های سخت را از جمله گروه‌های در معرض ابتلا به اختلالات روانی دانست و گفت: کار شیفت و شب‌بیداری‌ها اختلالات روانی را بیشتر می‌کند از این دسته پرستاران که در معرض این بیماری‌ها قرار دارند گاهی تا سه شیفت مجبور به کار هستند و این مسئله نگران‌کننده است، این در حالی بوده که در جوامع پیشرفته پاداش در مقابل مشاغل سخت داده می‌شود اما به پرستاران در جامعه ما تنها وعده داده شده است.

وجود بیماران مبتلا به اختلالات روانی خاموش در جامعه

رئیس انجمن روانپزشکان ایران در مورد بیماران مبتلا به اختلالات روانی خاموش نیز گفت: بسیاری از افراد در جامعه هستند که مبتلا به یکی از انواع اختلالات روانی هستند که از آن بی‌اطلاع‌اند این مسئله دربیماری‌های جسمی نیز شایع است، مثلا تعداد زیادی از افراد «دیابت نهفته» دارند. احساس افسردگی، غم بیماری، نگرانی‌های مداوم از علائمی است که به صورت جسمی ظاهر می‌شود اما بیمار از آن اطلاعی ندارد.

جلیلی تصریح کرد : متاسفانه مردم جامعه ما نسبت به بیماری‌های روانی آگاهی نسبی دارند که باید شناخت از انواع بیماری‌های روانی بیشتر شود.

فروش داروهای آرامبخش از سوی داروخانه‌ها بدون تجویز پزشک

وی مشکل اصلی موجود را ارائه داروهای مسکن و آرام‌بخش از سوی داروخانه‌ها بدون تجویز روانپزشکان عنوان کرد و گفت: داروخانه‌ها دارو را می‌فروشند و کنترلی بر روی آن نمی‌شود. متاسفانه مردم نیز خودسرانه طبیب خود شده‌اند و آرام‌بخش‌ها را مصرف می‌کنند در حالیکه این داروها درمان موقت دارند و وابستگی و اعتیاد ایجاد می‌کنند.

برگرفته شده از سایت چپق


سه شنبه 29 شهریور 1390

11 عامل تغذیه‌ای اثرگذار بر افسردگی

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    

11 عامل تغذیه‌ای اثرگذار بر افسردگی یكی از شایع‌ترین مشكلات بهداشت روان است.

افسردگی از نظر باری كه به جامعه تحمیل می‌كند چهارمین رتبه را در بین بیماری‌ها داراست و شایع‌ترین علت ناتوانی محسوب می‌شود. این بیماری در كشور ما نیز جزو هفت علت اول بار بیماری و ناتوانی در سنین مختلف به شمار می‌رود.

عوامل تغذیه‌ای نقش مهمی دربروز افسردگی دارند. از طرف دیگر، كسانی كه دچار افسردگی هستند غالبا تغذیه نامناسبی دارند. بنابراین از این جهت در معرض خطر هستند. هنگامی كه فردی دچار افسردگی باشد سطح انرژی در او كمتر از حد معمول است و اشتیاق و اشتها برای بسیاری از چیزها، از جمله غذا و دارو از بین می‌رود و در نتیجه، تغذیه فرد دچار اختلال می‌شود. كاهش یا ا فزایش وزن ناخواسته و جذب ناكافی ویتامین‌ها و مواد معدنی غالبا با افسردگی ارتباط دارد. افرادی كه بیشتر در معرض این خطراتند افراد مسنی هستند كه تنها زندگی می‌كنند و یا مشوقی برای خوردن مواد غذایی مناسب و كافی ندارند.

برخی از مهمترین علل تغذیه‌ای اثرگذار بر افسردگی عبارتند از :

- كمبود برخی مواد مغذی : كمبود برخی از مواد مغذی در رژیم غذایی فرد می‌تواند سبب ایجاد افسردگی شود یا حالت افسردگی فرد را تشدید كند. این مواد مفید عبارتند از:

-‌ اسیدهای چرب امگا 3 : كمبود این مواد در رژیم غذایی می‌تواند افراد را مستعد افسردگی كند. منابع غذایی این اسید چرب شامل غذاهای دریایی به ویژه ماهی‌های چرب، تخم‌مرغ‌های غنی شده با امگا 3، روغن كانولا، روغن بذركتان، گردو، سویا و سبزیجات برگ سبز است. بر همین اساس توصیه كلی این است كه تمام بزرگسالان حداقل دو بار در هفته ماهی مصرف كنند.

- اسید فولیك : سطح اسید فولیك در خون برخی از افراد مبتلا به افسردگی پایین است. جگر، قارچ و سبزی‌های برگ سبز (به ویژه اسفناج و كلم بروكلی)، گوشت گاو كم چربی، سیب ‌زمینی، نان گندم كامل، آب پرتقال و لوبیا از منابع اسید فولیك هستند.

- ویتامین B12 : سطوح بالاتر این ویتامین در خون افراد افسرده سبب می‌شود كه این افراد به درمان پاسخ بهتری بدهند. منابع غذایی این ویتامین شامل جگر، شیر، ماهی، تخم‌مرغ، ماهی و گوشت است.

- روی : این عنصر نقش مهمی در عملكرد سیستم عصبی دارد. تعادل این عنصر در بدن در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است. گوشت، مرغ، ماهی، شیر و فرآورده‌های آن، جگر، غلات كامل، لوبیا و مغزها از منابع روی هستند.

- آهن : كمبود آهن می‌تواند سبب بی حوصلگی شود و مكمل یاری با آهن باعث بهبود خلق می‌شود. این ماده مغذی در جگر بیش از سایر منابع غذایی و سپس در غذاهای دریایی، قلب، گوشت بدون چربی، گوشت پرندگان، زرده تخم مرغ، میوه‌های خشك، غلات كامل و نان غنی شده وجود دارد. آهن موجود در منابع گیاهی مانند حبوبات و برخی سبزی‌های سبزرنگ به مقدار كمتری جذب می‌شود.

- ویتامین B6 : مصرف این ویتامین در درمان و پیشگیری از افسردگی موثر است. این ویتامین به طور گسترده در غذاها وجود دارد. گوشت، غلات كامل به خصوص گندم، سبزی‌ها و مغزها حاوی این ویتامین هستند.

- ویتامین E : این ویتامین به علت اثرات آنتی اكسیدانی زیادی كه دارد می‌تواند در درمان و پیشگیری از افسردگی موثر باشد. از آنجایی كه این ویتامین توسط گیاهان ساخته می‌شود، روغن‌های گیاهی بهترین منابع آن هستند. میزان ویتامین E در روغن آفتابگردان، كلزا، ذرت، زیتون و مغزها به ویژه بادام زیاد است. باید توجه داشت كه سرخ كردن در حرارت بالا باعث تخریب این ویتامین می‌شود.

- ویتامین C : غلظت این ویتامین در مغز زیاد است و به نظر می‌رسد در تنظیم فعالیت‌های عصبی نقش داشته باشد. به علاوه این ویتامین دارای خواص آنتی اكسیدانی است. سبزی‌ها و میوه‌ها به ویژه مركبات بهترین منبع آن هستند. ویتامین c بسیار حساس است و مقداری از آن در زمان پخت از دست می‌رود. حتی در یخچال نیز بعد از 24 ساعت 45 درصد این ویتامین كاهش می‌یابد.

- منیزیم : سطح منیزیم در بدن افراد مبتلا به افسردگی كمتر از افراد سالم است. به نظر می‌رسد كه دریافت منیزیم در كاهش افسردگی موثر است. دانه‌ها، مغزها، حبوبات، سبزی‌های برگ سبز تیره مانند منیزم منابع خوب این ماده مغذی هستند. شیر نیز در صورتی كه به مقدار كافی مصرف شود، یكی از منابع منیزیم محسوب می‌شود.

- سلنیم : كمبود این ماده می‌تواند با افسردگی مرتبط باشد. میزان سلنیم غذا بستگی به محتوای آب و خاك هر منطقه دارد. غذاهای دریایی، جگر، گوشت قرمز و ماكیان منابع عمده این ماده هستند.

- تریپتوفان : یك اسید آمینه ضروری است كه بدن قادر به ساختن آن نیست. این ماده پیش‌ساز سروتونین است. سروتونین اثرات ضد افسردگی دارد. هنگامی كه سروتونین در مغز فعال است، احساس « خوب بودن » در فرد تقویت می‌گردد. به نظر می‌رسد برخی از كسانی كه دچار افسردگی هستند، دارای كمبود سروتونین هستند. این ماده مغذی در گوشت مرغ و گاو، مغزها، ماهی، شیر، تخم مرغ، پنیر و برخی سبزی‌ها به میزان زیاد موجود است. مصرف مواد حاوی كربوهیدرات و تریپتوفان را به مغز افزایش می‌دهد. مواد غذایی حاوی كربوهیدرات عبارتند از: غلات، حبوبات، سبزی‌های نشاسته‌ای مانند سیب‌زمینی، لبنیات و میوه‌ها

الگوی غذایی؛ مصرف بیشتر سبزی، میوه، مغزها، حبوبات و غلات كامل (سبوس‌دار)، روغن زیتون، دانه‌های خوراكی، ماهی و لبنیات كم چرب در مقایسه با مصرف گوشت قرمز پرچرب، لبنیات پرچرب، كره و روغن‌های حیوانی، الگوی غذایی مناسب‌تری برای پیشگیری و درمان افسردگی هستند.

چاقی؛ افراد چاق به علت مختلف بیشتر به افسردگی مبتلا می‌شوند. از سوی دیگر افسردگی نیز می‌تواند فرد را مستعد چاقی كند. بنابراین در افراد افسرده باید مراقب چاقی بود و افراد چاق را تشویق به داشتن فعالیت بدنی و كاهش مصرف مواد پركالری كرد.

برخی مواد غذایی موثر در كاهش بروز افسردگی :

-‌ چای سبز : شیوع افسردگی در افرادی كه بطور مرتب چای سبز مصرف می‌كند كمتر است.

-‌ ماهی : شیوع افسردگی در كشورهایی كه مصرف سرانه ماهی در آنها بالاست، كمتر است.

-‌ روغن زیتون : این روغن دارای ماده موثری است كه اثرات ضد افسردگی دارد.

-‌ چربی‌های ضروری : یكی از روش‌های كمك به روحیه فرد، خوردن چربی به مقدار كافی و نه زیاد است. برای این منظور باید انواع درست و مناسبی از چربی‌ها را انتخاب كرد. وجود چربی‌های اشباع نشده در رژیم غذایی هر فرد ضرورت دارد.

-‌ قهوه و مواد دیگر حاوی كافئین : افرادی كه دچار افسردگی هستند، معمولا از كافئین برای بالابردن انرژی خود استفاده می‌كنند. اما این اقدام می‌تواند كاملا اشتباه باشد. كافئین، سیستم عصبی را تحریك می‌كند. بنابراین مقدار زیاد آن می‌تواند مانع استراحت خوب شبانه شود. كافئین از خواب عمیق جلوگیری می‌كند.

بر اساس اعلام اداره بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، تحریك بیش از حد سیستم عصبی می‌تواند به طور بالقوه باعث افزایش سطح اضطراب شود. اضطراب و افسردگی معمولا دست در دست هم حركت می‌كنند و این امر، بهبودی را دشوارتر می‌سازد.
پیروی از یك رژیم غذایی سالم، متنوع و متعادل، دریافت مواد مغذی به اندازه كافی و داشتن وزن مناسب در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است. پیروی از هرم غذایی، راهنمای مناسبی برای انتخاب غذاها سالم و متنوع است.


سه شنبه 29 شهریور 1390

تفاوت احساس غم و غربت با افسردگی !

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    

همه ما در دوره‌هایی از عمر احساس غم و غربت کرده‌ایم؛ در شرایط طبیعی پس از چند ساعت یا چند روز این حالت که به افسردگی معروف است از بین می‌رود.


من کوک نیستم‌
همه ما در دوره‌هایی از عمر احساس غم و غربت کرده‌ایم؛ در شرایط طبیعی پس از چند ساعت یا چند روز این حالت که به افسردگی معروف است از بین می‌رود. اما وقتی احساس‌ غم‌، دلسردی‌ یا ناامیدی‌ به‌ مدت‌ ۲ هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علایم‌ همراه‌ دیگر وجود داشته باشد دیگر بیماری نامیده می‌شود.

فرد افسرده اغلب لذت بردن از زندگی را مشکل می‌یابد، احساس تنهایی شدیدی می‌کند و برای درگیرشدن در فعالیت‌های روزمره زندگی از نیرویی کم برخوردار است.
بسیاری از مردم در دوره‌هایی از زندگی خود نسبت به رویدادهای زندگی احساس دلسردی می‌کنند، ولی افسردگی واقعی، عمیق‌تر و طولانی‌تر است و کل وجود شخص را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

● علایم‌ شایع‌
از دست‌ دادن‌ علاقه، بی‌حوصلگی‌ و دلزدگی، ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌،احساس‌ ناامیدی‌، بی‌حالی‌ و خستگی،‌ بی‌خوابی‌، خواب‌ زیاد یا ناراحت‌، گوشه‌گیری‌ اجتماعی‌، احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ و مورد نیاز نبودن‌، بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌، یبوست‌، عدم تمرکز،گریه‌، احساس‌ گناه‌ شدید، تحریک‌پذیری‌، بی‌قراری‌، افکار خودکشی‌ و دردهای‌ مختلف مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از بیماری‌ جسمی‌ از شایع‌ترین علائمی است که در فرد افسرده دیده می‌شود.

● علل بیماری
برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ هیچ‌ علت‌ واحد و روشنی‌ وجود ندارد.
این بیماری در اثر چند علت مرتبط باهم ایجاد می‌شود. تغییرات شیمیایی ایجاد شده در مغز و اختلال در هدایت پیام‌های عصبی، فقدان‌های قابل توجه، انتظارات غیرواقع‌گرایانه، یأس، عدم توانایی در کنترل بر محیط و تفکر منفی از جمله عوامل افسردگی است. به‌طور شایع افسردگی در افراد میانسال دیده می‌شود ؛ اما این بیماری در هر سنی از کودکی، نوجوانی یا سالمندی ممکن است دیده شود.

● درمان
در مواردی، بیماری‌ خود‌به‌خود خوب‌ می‌شود، اما با کمک‌ گرفتن‌ از پزشک‌ می‌توان‌ مدت‌ افسردگی‌ را کم‌ کرد.
راه‌های زیادی برای درمان افسردگی وجود دارد. روان‌پزشکان به طور معمول از داروهای ضدافسردگی که انواع مختلف دارد با توجه به شرایط بیمار استفاده می‌کنند. هر بیمار ممکن است به یک یا چند نوع داروی خاص پاسخ مناسبی بدهد.

خدمات مشاوره و روان‌درمانی از دیگر اقدامات همراه است. در افسردگی‌های شدید که بیمار در بیمارستان بستری می‌شود گاهی شوک درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد و هیچ خطری در پی نخواهد داشت و موجب می‌گردد که بهبودی، سریع تر حاصل گردد.

معمولا حداقل مدت درمان، شش ماه است. گاهی اوقات بیمار با اولین علایم بهبودی، درمان را قطع می‌کند. در این صورت احتمال عود بیماری زیاد خواهد بود.
ورزش کردن به صورت گروهی نیز در کاهش علایم بیماری در مبتلایان به افسردگی تاثیرگذار است.
درصد بهبود‌ افسردگی بالا است‌ حتی‌ اگر فرد هنگام‌ افسردگی‌، نسبت‌ به‌ بهبود‌ خود ناامید باشد و در مقابل عود افسردگی‌ نیز شایع‌ است‌.

● چند نکته‌
بکار بستن نکاتی ساده می‌تواند به بهبود افسردگی شما کمک کند. البته لازم نیست حتما بیمار باشید تا این نکات را بکار ببندید. رعایت این مسائل می‌تواند در پیشگیری از افسردگی نیز موثر باشد.
▪ روابط اجتماعی خود را گسترش دهید. به دیدار دوستان، اقوام و همکاران خود بروید و با آنها به گفتگو بپردازید.
▪ ورزش کنید. تمرینات منظم ورزشی نه تنها استرس را فرو می‌نشاند؛ بلکه احساسی از قدرتمندی و مفید بودن را به شما می‌دهد.
▪ در صورت‌ امکان‌ به‌ مسافرت بروید.
▪ فعالیت شغلی خود را حفظ‌ کنید.
▪ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌، کم‌چرب‌ و پر فیبر و مرتب داشته‌ باشید. حتی‌ اگر اشتها به‌ غذا ندارید.
▪ فیلم‌های‌ خنده‌دار و شاد ببینید.
▪ داروهایتان را مرتب مصرف کنید حتی اگر احساس بهبود می‌کنید.
 
گردآوری: گروه سبک زندگی سیمرغ


سه شنبه 29 شهریور 1390

میل به كسب پول و شهرت با افسردگی در ارتباط است

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    

روانشناسان هشدار دادند: میل به معروف و مشهور شدن با ابتلا به اختلال روانی افسردگی در ارتباط است.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، نتایج مطالعات جدید نشان داده است كه افراد مبتلا به مانیا – افسردگی یا اختلال دو قطبی بیشتر به دنبال دستیابی به اهداف بزرگتر و بلند پروازانه هستند.

بر اساس این مطالعات كه از سوی پژوهشگران دانشگاه كالیفرنیا انجام گرفته، افرادی كه به افسردگی مبتلا هستند بیشتر از افراد سالم روی مسائلی چون موفقیت، پول و شهرت متمركز می‌شوند.

دكتر جانسون محقق دانشگاه كالیفرنیا در این باره گفت: ویژگی‌های دوره‌های مانیا یا شیدایی اغلب با افزایش خلق، حرف زدن زیاد و پرحرفی، هجوم افكار و كاهش نیاز به خوابیدن شناخته شده هستند.

وی افزود : در حالت شیدایی بدست آوردن موقعیتهای بالاتر برای فرد مبتلا مهمتر است. بنابراین ما تلاش كردیم دریابیم كه آیا این میل باعث می‌شود كه فرد در آینده توقعات و انتظارات بیشتری داشته باشد. برای این منظور محققان روی 103 نفر مطالعه كردند كه 27 نفر از آنها به مانیا – افسردگی یا همان اختلال دو قطبی مبتلا بوده‌اند. در این افراد میزان افسردگی و شیدایی مورد ارزیابی قرار گرفت.

محققان با بررسی نتایج مطالعات خود دریافتند: افرادی كه دوره‌های شیدایی را در طول عمر خود تجربه می‌كنند بیشتر توقع دارند كه به موفقیتهای مالی و شهرت دست پیدا كنند و این میل در آنها بیشتر از افراد عادی است. اختلال دو قطبی با نام علمی Bipolar disorder یا شیدایی – افسردگی، نوعی اختلال خلقی و یك بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری معمولا خیلی سریع دچار تغییر حلات روانی و خلقی می‌شوند. اختلال دو قطبی به طور معمول در اواخر دوره نوجوانی و یا اوایل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا می‌كند.

به گفته متخصصان؛ دوره‌های شیدایی از چند روز تا چند ماه طول می‌كشد و معمولا به طور ناگهانی به پایان می‌رسند و پس از آن جریان برعكس می‌شود؛ به طوری كه فرد به افسردگی گرایش پیدا می‌كند. دوره افسردگی بعدی معمولا سه برابر طولانی‌تر از دوره شیدایی است.

بیماران مبتلا به این اختلال ممكن است ناگهان از اوج شادی و خوشحالی به اوج غم و اندوه فرو روند و ارتباطی بین خلق بیمار و آنچه كه واقعا در زندگی بیمار رخ می‌دهد وجود ندارد. برخی از علائم و نشانه‌های این بیماری شامل بی قراری، افزایش انرژی و میزان فعالیت، خلق خیلی بالا و احساس نشاط شدید همراه با احساس خود بزرگ بینی، تحریك پذیری مفرط، صحبت كردن زیاد، مسابقه افكار، پریدن از یك موضوع به موضوع دیگر با سرعت خیلی زیاد، عدم توان تمركز و حواس پرتی، اعتقادات غیر واقعی در مورد توانمندی‌ها و قدرت فردی، قضاوت ضعیف، ولخرجی، رفتار متفاوت از حالت معمول كه مدتی طولانی ادامه داشته باشد، افزایش تمایلات جنسی، سوء مصرف داروها، الكل و داروهای محرك و بالاخره رفتارهای اغواگرانه، مداخله جویانه و پرخاشگرانه هستند. مهمترین راه كار برای كنترل این اختلال مراجعه به روانشناس و متخصص و بكار بستن توصیه‌های آنها است. در موارد شدید ممكن است مصرف دارو نیز برای فرد مبتلا تجویز شود.


سه شنبه 29 شهریور 1390

تهدید‌های بهداشت روان

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    

همگان به اهمیت سلامت روانی واقفند و به آن اعتراف دارند و به طور شهودی، عوامل موثر بر آن را می‌شناسند. با این حال، بی‌مناسبت نیست به مقوله سلامت روانی از نمایی دیگر بنگریم: تنش‌ها و رابطه آن با سلامت روانی.

 به طور کلی، فشار روانی هر عامل یا محرکی است که در افراد ایجاد تنش یا پریشانی می‌کند، آنها را به ارزیابی موقعیت و شرایط وامی‌دارد و در نهایت، منجر به واکنش فرد می‌شود. اینکه این محرک‌ها چه هستند نکته‌ای مهم است. عده‌ای هر تغییر در زندگی افراد را محرکی فشارآفرین می‌دانند و عده‌ای دیگر فشارها یا وقایع روزمره (مثلا مشاجره‌های روزانه فرد با همسر یا با همکار) را عاملی فشارزا می‌دانند. اما در یک تقسیم‌بندی، محرک‌ها و عوامل استرس‌زا را می‌توان در چهار دسته قرار داد: وقایع و اتفاقات مثل طلاق یا پرخاشگری؛ فشارها و وقایع روزمره مثل شرایط زندگی در شهرها، از جمله مشکلات ناشی از آپارتمان‌نشینی، ترافیک، سروصدا، و مشاجرات؛ سوانح و استرس‌های مهیب مثل تصادفات، سیل، زلزله و جنگ؛ غیرواقعه‌ها یعنی شرایطی که خود واقعه نیستند، اما توان ایجاد فشار در آدمی را دارند. این مورد آخر بیشتر انتظاراتی هستند که در زندگی داریم، مثل وعده‌هایی که به آنها عمل نشده یا انتظار رسیدن به وضعیتی مطلوب و در عمل محقق نشدن آن.

عوامل متعددی صرف نظر از اینکه در چه دسته‌ای قرار گرفته باشند، برای افراد ایجاد فشار می‌کنند. این عوامل در وضعیت‌های فرهنگی و اجتماعی ریشه دارند و از همین رو، از آنها با عنوان فشارهای اجتماعی یاد می‌کنند. به بعضی از این فشارزاها اشاره می‌کنیم.

 1- فقر

 فقر و بی‌عدالتی یکی از اصلی‌ترین عوامل فشارزاست. احساس فقر و بی‌عدالتی تاثیرات مخربی بر سلامت روانی دارد و فارغ از هر بحثی درباره علل و زمینه‌های آن، به پایین آمدن عزت نفس، احساس تحقیرشدگی و افسردگی و درماندگی منجر می‌شود. در کنار همه توضیحاتی که درباره رابطه فقر با سلامت روانی داده می‌شود یک نکته این است که در حالی که اغنیا می‌توانند با خرید تسهیلات و خدمات رفاهی به جبران تنش‌ها و پریشانی‌های خود مبادرت کنند فقرا به دلیل کمبود منابع اقتصادی یا نداشتن آنها از این بابت ناتوانند. برای نمونه، وقتی ثروتمندان دچار تنش و ناراحتی می‌شوند، می‌توانند مدتی به مرخصی بروند و به استراحت بپردازند، ولی فقرا چنین امکانی ندارند. فقر همچنین احساس کنترل نداشتن بر محیط را برمی‌انگیزد. این احساس در میزان تحمل فشارهای بیرونی نقش مهمی دارد.


2- تأهل/ تجرد

 این نکته که متاهلان سلامت روانی بهتری دارند تا مجردها یافته‌ای عمومی و مورد توافق همه محققان است. با این حال، در سال‌های اخیر، با بحران‌هایی که در خانواد‌ه‌ها روی داده یا در حال وقوع است دیده شده که مجردها از نظر سلامت روانی یا حداقل رضایت از زندگی از متاهلان چندان عقب نیستند اما حداقل در مورد مطلقه‌ها و بیوه‌ها و کسانی که از سال‌های ازدواجشان گذشته موضوع قبلی همچنان مصداق دارد، یعنی سلامت روانی متاهل‌ها از بسیاری از بیوه‌ها و مجردهای میان سال یا رو به میانسالی بهتر است. البته در این زمینه نباید و نمی‌توان نوع نگاه و شرایط فرهنگی- اجتماعی را نادیده گرفت.

3- بی‌کاری

در بین همه عوامل اجتماعی مرتبط با فشارهای روانی در چند دهه گذشته بی‌کاری در همه مطالعات با یک نتیجه‌گیری مشخص همراه بوده است: کسانی که بی‌کارند یا شغل کم درآمدی دارند در مقایسه با شاغل‌ها سلامت روانی کمتری دارند. بررسی‌ها نشان داده در زمان‌هایی که میزان بی‌کاری در جامعه‌ای افزایش داشته میزان خشونت، اضطراب، پرخاشگری و افسردگی بیشتر شده است.

 4- محیط فیزیکی یا ساخته‌شده

 نوع ساختمان، زندگی در برج‌ها و ساختمان‌های بلندمرتبه، زندگی در محیط‌ها و محله‌های نابسامان که انسجام اجتماعی در آنها کمتر دیده می‌شود از جمله متغیرهای مرتبط با محیط فیزیکی یا ساخته شده است. تحقیقات نشان می‌دهد که این وضعیت‌ها با سلامت روانی کمتری همراهند. برای نمونه، در تحقیقی در لندن دیده شده که اکثر کسانی که در برج‌ها و ساختمان‌های بلندمرتبه زندگی می‌کردند احساس تنهایی و پوچی بیشتری داشتند. همچنین، زندگی در جوامع و شرایطی که فرد نمی‌تواند شرایط و وضعیت بعدی زندگی خود را پیش‌بینی و بر وضعیت قابل انتظاری عمل کند یا زندگی در محله‌ها یا اجتماعاتی که سرمایه اجتماعی در آنها کمتر است با سلامت روانی پایین‌تری همراه است. از دیگر عوامل محیطی مرتبط با سلامت روانی می‌توان به ترافیک،‌ آلودگی‌های صوتی و تصویری، و به هم ریختگی‌های شهری اشاره کرد.

خبر آنلاین


چهارشنبه 31 شهریور 1389

چپ دست ها بیشتر عصبانی می شوند یا راست دست ها ؟

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    نوع مطلب :روانشناسی روز ،

چپ دست‌ها بیشتر عصبانی می‌شوند !

در افراد چپ دست دو نیمكره مغز بیشتر با هم در ارتباط هستند بنابراین بیشتر بین بخش‌هایی از مغز كه احساسات منفی را تولید می‌كنند، تعامل وجود دارد.

یك پژوهش جدید نشان داده است كه چپ دست‌ها بیشتر عصبانی می‌شوند.

به گزارش ایسنا، برای كسانی كه چپ دست هستند، زندگی ممكن است موضوعات خسته كننده و آزار دهنده بسیاری داشته باشد مثل اینكه همه ابزار و كارهای روزانه برای راست دست‌ها طراحی و تعیین شده‌اند.

به گفته محققان، بنابراین شاید حاصل مواجهه با این بد بیاری‌ها و ناملایمات این است كه چپ دست‌ها به طور متوسط عصبانی‌تر هستند.

پژوهش جدید به سرپرستی روت پروپیر، پروفسور روانشناسی در كالج مری ماك ماساچوست، حاكیست : در افراد چپ دست دو نیمكره مغز بیشتر با هم در ارتباط هستند بنابراین بیشتر بین بخش‌هایی از مغز كه احساسات منفی را تولید می‌كنند، تعامل وجود دارد.

به گزارش روزنامه دیلی میل، تمام ابزار و وسایل كار روزانه از دربازكن‌ها گرفته تا ابزار باغبانی، چاقوها و قیچی‌ها همگی بدون در نظر گرفتن افراد چپ دست طراحی شده‌اند. حتی برخی مواقع این افراد به خاطر چپ دست بودن ترس از انگشت نما شدن دارند و خجالتی و ناراحت می‌شوند.

این پژوهش در مجله « بیماری عصبی و روانی » منتشر شده است.


سه شنبه 30 شهریور 1389

بردن کار از اداره به خانه

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    نوع مطلب :روانشناسی روز ،

هوا کم‌کم داشت تاریک می‌شد، در اداره پشت میزش نشسته بود و در حال اتمام کارهای روزمره و عقب‌مانده خودش بود.

زنگ تلفن همراهش او را به خود آورد. صدایی از آن طرف خط می‌گفت: می‌دونی ساعت چنده ؟ نمی‌خوای بیای خونه ؟ تلفن را قطع و سریعاً پله‌های اداره را به سمت پارکینگ طی می‌کند. پس از گذراندن مسافتی در میان ترافیک شهر بالاخره به خانه رسید. در طول مسیر مرتباً به کارهای عقب‌افتاده و روزمره خود فکر می‌کرد و در منزل نیز مدام در فکر انجام کارهای اداری خود غوطه‌ور بود.

چقدر کار عبث و بیهوده‌ای است که انسان آنچنان بر مغز خود فشار آورد که در اثر خستگی مفرط مغز از کارکردن سرپیچی و قوای ذهنی فرسوده‌اش به طغیان سربردارد، به‌طوری که هر کاری را که انجام می‌دهد فاقد نیرو و قدرت می‌شود و یا آدمی موقعی که ماشین فکرش نظم خود را از دست داده و در مغز خسته و دستگاه عصبی‌اش آثاری از خستگی مفرط دیده می‌شود باز به کار ادامه بدهد، حفظ و نگهداری افکار خسته و تصویر خسته در ذهن خود پس از اینکه کار خود را شب‌هنگام ترک می‌کنید به کارایی صدمه می‌زند، همان‌طور که لباس خود را عوض می‌کنید ذهن خود را نیز تازه و خرم نگه‌بدارید.

شما برای آماده شدن جهت کار روز بعد و سرحال و شاداب بودن باید خوش بگذرانید و این خوشی را نیز در خانواده خود بجویید و چنانچه شما تشویش‌ها و نگرانی‌های اداری را با خود حمل کنید و همراه با آنها وارد ناراحتی‌های مختص به منزل شوید، قادر نخواهید بود خوشی و شادابی را برای روز بعد کاری کسب نمایید.

خانه اینگونه از افراد، دیگر یک خانه نیست زیرا به محض اینکه وارد خانه می‌شوند شروع به فکر و طرح‌ریزی درباره برنامه‌های دیگر برای دادوستد بیشتر و پیداکردن راه‌های تازه دیگر برای پول درآوردن می‌کنند.

کسب درآمد خوب و لذت‌بخش است ولی تا جایی که تبدیل به یک جنون نشده و تا جایی که توانایی بالا نگه‌داشتن سر خود را نداشته باشیم پیش نرود و اگر به جای استراحت و تفریح فوراً  به خاطر کسب درآمد بیشتر و بالاتر سرگرم کار شویم، قطعاً به طور دائم در حال خستگی، کوفتگی و گرفتگی به سر خواهیم برد.

همسر مهربانی تعریف می‌کرد: به یاد می‌آورم شب پشت شب، ساعت‌ها بعد از نیمه شب می‌نشست و روی دفاتر خود خم می‌شد،  مشغول فکرکردن و ریختن طرح و برنامه و سیگار کشیدن بود.

من صدای سرفه  پرخراش او را می‌شنیدم و از او با التماس تقاضا می‌کردم از کار دست برداشته و به رختخواب برود تا سلامتی خود را نجات بدهد ولی او سرسختانه به لجبازی می‌پرداخت.

 اوقاتی می‌رسید که او بدون هیچ‌گونه تعارف به اطلاع من می‌رساند که التماس‌های من بی‌فایده است. اگرچه احتمال دارد دارایی اینگونه از افراد تا حد بسیار زیادی افزایش پیدا کند، ولی مسلماً از زندگی، خانواده و خوشبختی درون خانه محروم خواهند شد.

 زن و فرزندان شخص برای این  فرد بیگانه خواهند بود و هیچ‌وقت فرصت پیدا نخواهد کرد از اوقات فراغت خود لذت ببرد زیرا همیشه سرگرم فکرکردن، طرح ریختن و کارکردن خواهد بود تا اینکه سرانجام اجل فرا رسد و عمرش به پایان برسد. توصیه‌هایی را می‌توان برای اینگونه افراد داشت و عمل به این موارد به عهده خود شخص خواهد بود.

بهتر است موقعی که دفتر کار خود را ترک می‌کنید، کارهای خود و تمام ناراحتی‌های درونی خود را نیز ترک کرده و فراموش کنید و آنها را با خود به خانه نبرید. نگرانی‌ها و ناراحتی‌های خود را به محلی که در آن به تفریح و تفرج می‌پردازید، نبرید چرا که در غیر این‌صورت چندان نفعی و یا هیچ نفعی از آن نخواهید برد.

چه فایده‌ای دارد انسان کار روزانه خود را که انجام گرفته، دوباره انجام دهد و فکر خود را در مورد آنها مشغول کند و از اینکه کارهای عقب‌مانده و یا کارهای مختلفی را انجام نداده اظهار پشیمانی کند و یا در مورد اموری که باید انجام دهد پیش‌بینی‌های بی‌مورد انجام دهد. وقتی که  کار روزانه خود را به پایان رساندید، رهایش کنید و به یاد داشته باشید یک روز کاری با فرا رسیدن شب به پایان رسیده.

 یقین داشته باشید در حالی‌که کارهای خود را به انجام می‌رسانید بهترین سعی و کوشش خود را انجام داده‌اید. رضایت خود را از کار دیروزتان حاصل کنید، در این صورت دیگر نیازی به آن نخواهد بود که درباره‌اش نگران باشید و در  هنگام شب اظهار پشیمانی کنید.

برخی، انرژی خود را با راه دادن تشویش و نگرانی به خود و ناراحت‌بودن درباره گذشته و اشتباهات و خطاهای خود که غالباً آنها را به انجام کار به نحو  خوب و رضایتبخش، عاجز و ناتوان تلف می‌کنند،کم نیستند.

عادت نگاه کردن به پشت سر، کشنده کارایی است، همچنان که عادت زیاد نگریستن به آینده زیان‌آور است. امروز روزی است که در اختیار ماست. امروز را صرف زندگی کنید و خود را از آن خلاص نمایید. وقتی شما در حالی‌که جسماً و روحاً خسته‌اید هنگامی که به خانه خود می‌رسید بگویید: اینجا مرکز کسب نیرو و قدرت من است. اینجاست که من قدرت توانایی و انرژی خود را برای فردا به چنگ می‌آورم.

در اینجاست که من زندگی نو و جرأت نو به‌دست می‌آورم. من نمی‌توانم اجازه بدهم در ایستگاهی که باید کسب نیرو کنم انرژی‌ام تمام بشود. در اینجاست که ایده‌آل‌های من از نو صیقل زده شده و بلندپروازی‌هایم اصلاح می‌گردد. در اینجاست که اعتماد‌به نفس خود را مجدداً  به دست می‌آورم و اطمینان به خود حاصل می‌کنم که برای کار فردا آمادگی کامل دارم.

هنگامی که میز اداره و یا دفتر کار خود را در هنگام شب به طرف خانه هل می‌دهید نتیجه‌اش این است که یک مقدار زیاد از انرژی گرانبهای خود را که می‌توانید صرف  کارهای باارزش بنمایید، از خود خارج می‌سازید و این مقدار انرژی است که فردا کم خواهید آورد. چنانچه خود را خسته کنید در زمانی که باید استراحت و تفریح کنید و باید با خانواده و دوستان خود خوش باشید و یا حتی اگر کار خود را با خود به بستر خواب ببرید تا شما را آزار دهد و نگرانتان سازد، در این صورت صبح که از خواب برمی‌خیزید به جای اینکه صددرصد فردی توانا و نیرومند و لایق و مشتاق به انجام کار روزانه خود باشید، شخصی خواهید بود که از نظر روحی و روانی خسته هستید و فقط 50درصد آماده برای کار است!

همین امشب هنگامی که به خانه خود می‌روید،  استراحت کنید و انرژی گرانبهای خود را تلف نکنید. با مرور کردن کار روز و یا غصه خوردن درباره گذشته و فکر کردن درباره اینکه ممکن بود یک عمل دیگری و یا یک کار دیگری انجام می‌گرفت و نتیجه آن بهتر از این می‌شد، خود را خسته‌تر نکنید.

 وقتی که به چنین کاری دست می‌زنید شما در واقع انرژی گرانبهای بیشتر و وقت گرانبهای بیشتری به مصرف می‌رسانید. چه فایده‌ای از این کار عایدتان می‌گردد ؟! اگر می‌خواهید اعصابتان صدمه نبیند و در 40 سالگی پیر و شکسته نشوید، از همین امشب شروع کنید. تلفن همراه خود را از بدو ورود به منزل خاموش و افکار خود را جز به خانواده خود، به هیچ چیز دیگری معطوف ننمایید.


سه شنبه 30 شهریور 1389

طلاق، پایان زندگی نیست

   نوشته شده توسط: P . H / E . K    نوع مطلب :روانشناسی زن و مرد ،

بهترین توصیه آن است كه برای ترمیم عواطف خود و یافتن امیدی دوباره به زندگی، این درد را كاملاً احساس كنید ! تعجب نكنید، زیرا این درد درونی باید احساس شود تا بتوانید از آن عبور كنید. اگرچه بدترین قسمت طلاق آن است كه مجبورید این درد را احساس كنید، اما تنها از طریق احساس این درد و عبور از آن و گذراندن این مرحله است كه می توانید به مرحله بعدی كه مرحله بخشش است وارد شوید، و گرنه همیشه در این مرحله دردناك باقی می مانید. بخشش به شما این فرصت را می دهد تا دلتان برای پذیرش واقعیت باز بماند و واضح است كه تنها وقتی می توانید امید و عشق به زندگی داشته باشید و محبت دیگران را بپذیرید كه دریچه قلبتان برای جذب نیروهای مثبت باز بماند.

البته این مسئله فقط به طلاق مربوط نمی شود. اكثر ما در زندگی شرایطی داشته ایم كه قلبمان از اندوه پرشده است، یك نفر در زندگی ما وجود داشته كه فراموش كردن و بخشیدن او بسیار مشكل بوده و بیرون كردن او از ذهن ما بسیار دشوار و سخت است. به هر حال، اكثر همسران بعد از طلاق حتماً به این مرحله می رسند كه به طور واقع بینانه به همسر سابقشان فكر كنند، بخصوص اگر همسران هنوز به آشتی فكر كنند، این مرحله حتماً برایشان پیش می آید.

هر كاری به تمرین احتیاج دارد

تمرین های زیر به نحوی طراحی شده اند كه به شما كمك می كنند دورنما و دیدگاهی منطقی از همسر سابق خود بدست آورید و احساستان نسبت به او منطقی تر باشد. همچنین این تمرین ها به شما كمك می كند تا اگر همسرتان واقعاً لیاقت زندگی دوباره را دارد و حتی تا حد زیادی حق با اوست بتوانید با او تماس برقرار كنید. ترمیم دل شكسته به زمان احتیاج دارد و البته باید برای آن تلاش كرد. به یاد داشته باشید كه با گذشت زمان، احساسات منفی شما برطرف خواهد شد.

تمرین شماره 1

یك فهرست واقعی در مورد همسر سابقتان تهیه كنید. دو برگ كاغذ بردارید و بنشینید و فهرستی تهیه كرده و تمام دلایلی كه همسر قبلیتان طبق آن دلایل برای شما شریك خوبی در زندگی نبوده است را بنویسید. به طور كاملاً اختصاصی وارد جزئیات شوید. او در روابطتتان چه كرده است كه باعث شده شما به این احساس و باور برسید كه او شریك واقعی زندگیتان نبوده است؟ شما می توانید تجربیات خاصی را فهرست كنید مثل " وقتی سال گذشته برای دیدار خانواده ام رفته بودیم، او خودش را گرفته بود و اصلاً ارتباط گرمی برقرار نكرد. " یا " او تولد مرا فراموش كرد. " ضمنا احساسات خود را هم فهرست كنید مثلاً: " من دائم احساس می كنم كسی را از دست داده ام <یا> ما هیچ وقت به هم نگفتیم كه یكدیگر را دوست داریم. " فهرست شما می تواند هر چقدر كه دوست دارید بلند باشد و اصلاً محدودیتی دراین مورد وجود ندارد. چه 10 مورد چه 200 مورد، تفاوتی ندارد. نكته كلیدی در این كار آن است كه اصلاً هیچ مسئله ای را سانسور نكنید و واقع بین باشید.

دومین برگ كاغذ مربوط به آن است كه فهرستی از خصوصیاتی كه دوست داشتید همسر سابقتان داشته باشد، در آن قید كنید، مثلاً <ای كاش روی خوشی داشت و این قدر خشك نبود.> یا " ای كاش به سفركردن بیشتر اهمیت می داد. " ضمناًُ احساساتتان را هم فراموش نكنید: <ای كاش به من احترام می گذاشت و با من گرم تر برخورد می كرد.>هر دو لیست را در محلی قرار دهید كه دائم به آنها دسترسی داشته باشید. وقتی لحظاتی به این مسئله فكر می كنید كه چرا چنین احساسی دارید، چرا مایلید دوباره آشتی كنید، چرا از هم جدا شدید یا چرا هر چه كردید كارساز نبوده است، فهرست ها را بردارید و به آنها نگاهی بیندازید. در اصل این نگاه واقع بینانه به احساسات شماست.

ممكن است شما بعد از دیدن آنچه كه نوشته اید، متوجه شوید چرا در زمان زندگی مشترك و لحظه جدایی، احساس خوشحالی و سعادت نمی كردید و شاید به این نقطه برسید كه او تقصیری نداشته و نباید تغییر می كرده و این خود شما بودید كه باید كمی شرایط را تغییر می داده اید و یا بالعكس، شما اصلاً حق داشته اید و او باید به گونه دیگری رفتار می كرده است.

تمرین شماره 2

اگر شما و همسر سابقتان، اوقات خود را با دوستانی مشترك و حول یك محور می گذراندید، حالا زمان آن رسیده است كه به دنبال دوستان جدیدی بگردید. كاری كه گفتیم به این معنا نیست كه از خیر تمامی دوستان خود بگذرید، بلكه دوستان جدیدی هم پیدا كنید تا در صورت عدم بازگشت شما و همسر سابقتان به زندگی مشترك، دوستانی داشته باشید كه از شما حمایت كنند و در مواقع نیاز به دادتان برسند. معمولاً مردم از ایجاد ارتباط و دوستی با فردی كه متاركه كرده است ابا دارند و خود را كنار می كشند.

بنابراین بهتر است همزمان فعالیت های جدیدی را آغاز كنید و با مردم ارتباط برقرار كنید، مثلاً به كلاس هنری بروید، به گروه های ورزشی ملحق شوید، با گروه های مذهبی همكاری كنید یا مهارتی جدید یاد بگیرید. هر عاملی كه باعث شود اطراف شما از مسائل جدید پر شود و با آدم های جالبی روبرو شوید به بهبود وضعیت شما كمك می كند. به یاد داشته باشید ساده ترین راه برای داشتن دوستان جدید از طریق علائق و سلیقه های مشترك است. ضمناً دوستانی را كه ارتباطتان با آنها قطع نشده است فراموش نكنید. گاهی برقراری ارتباط با دوستان قدیمی ساده تر از پیدا كردن دوستی تازه است اما همه این موارد به شرایط شما بستگی دارد. اگر دوستان قدیمی شما را ناراحت می كنند ارتباط را قطع كنید و گر نه به ارتباطتان ادامه دهید. انتخاب كاملاً به عهده خود شماست.

تمرین شماره 3

هر از گاهی به خودتان یادآوری كنید كه تمامی این مسائل خواهد گذشت. درست است كه درد جدایی بسیار شدید است، اما می گذرد. اگر این درد را احساس كنید و از آن عبور كنید به قسمت بعدی مرحله جدایی، یعنی ترمیم می رسید. وقتی برای اولین بار سعی كردید این درد را احساس كرده و بررسی كنید، متوجه می شوید كه مسئله آن قدرها هم كه فكر می كردید بد و ناگوار نبوده است. وقتی به این مرحله رسیدید كه دیگر این درد شما را آزار نمی دهد، اولین نشانه ای كه می گوید: <شما در مسیر جاده بهبودی قرار گرفته اید> در شما ظاهر شده است.
البته نكته مهمی وجود دارد كه افرادی كه متاركه كرده اند، همچنین اطرافیان آنان باید به آن توجه كنند. اینكه یك خانم یا آقا وضعیت بدگذشته را پشت سر گذاشته، به این معنا نیست كه آنها دیگر آرام شدند و نیازی به تسلی خاطر ندارند و یا قلبشان از ناراحتی و كینه صاف شده است. آنها هنوز به زمان احتیاج دارند تا از مشكلات این فقدان خلاص شده و بهبود پیدا كنند، درست مثل زخمی كه نیاز به زمان دارد تا دوباره بسته و ترمیم شود.

این زخم در طول مدت ترمیم هنوز درد دارد. طلاق یك تغییر بسیار بزرگی است كه ممكن است در زندگی افراد اتفاق بیفتد و حتی اگر مدت زیادی از آن گذشته باشد، باز هم ناراحتی ها و اثرات آن وجود دارد. آنچه برای زن و مرد در این شرایط اهمیت دارد حفظ حسی سالم، نگهداری تعادل و حركت در مسیری است كه بعد از طلاق طی می كنند تا دوباره بعد از جدایی، بتوانند شادی را به دست آورند.

زن با مرد فرق دارد !

مردها بعد از طلاق باید زمانی را در تنهایی سپری كنند تا احساس استقلال خود را بدست آورند و احساس كفایت داشته باشند؛ یعنی در موردی كه در طی فرآیند جدایی، خلا‡ آن را احساس می كردند. مردها در این زمان به تفكر و سبك و سنگین كردن وقایع نیاز دارند تا دوباره در مورد خود احساس خوبی بدست آورند. البته باید به آقایان توصیه كرد كه به هیچ وجه بلافاصله بعد از طلاق به فكر ازدواج مجدد نیفتند و تا زمانی كه احساسات جریحه دار شده آنان ترمیم نشده، دست به این كار نزنند زیرا آنها هنوز مراحل روحی بعد از طلاق را طی نكرده اند و ترمیم درونی آنها تكمیل نشده است. ازدواج مجدد در این شرایط نه تنها چاره ساز نیست بلكه مشكلات زیاد تری ایجاد می كند. در مورد خانم ها وضع فرق می كند. آنها سعی كنند با به دست آوردن حسی سالم و خوب و اطمینان خاطر دادن به خود، با فراهم كردن شرایط جهت اینكه مورد تایید دیگران قرار بگیرند و وجهه مجددی كسب كنند و نیز با اتكاء متقابل به افرادی كه حمایت از آنها را به عهده دارند، تعادل روحی خود را به دست آورند.

خانم ها در این دوران كمی خودخواه می شوند و چون حس می كنند به آنها ظلم شده و یا مورد توجه قرار نگرفته اند، سعی می كنند به خود فكر كنند، اوقاتشان را با دوستان خود سپری كنند، به تعطیلات بروند و به عبارتی حسابی به خودشان برسند! در این دوران بهتر است خانم ها به علائق خود بپردازند و مهارت كسب كنند. رسیدن به سرگرمی های مورد علاقه در این دوران یكی از بهترین راه های ترمیم روحی است و برای مدتی باید از پرداختن به مسائل جدی بپرهیزند. ضمناً ازدواج مجدد در این زمان اصلاً مناسب نیست، چون هنوز تعادل احساسی و روحی به دست نیامده است. امروزه مردم به ویژه زنان بیشتر از گذشته به روابط خود اهمیت می دهند و دیگر انتظار ندارند گرمی روابط زناشویی در طی سال ها زندگی مشترك كمرنگ شود، بلكه می خواهند همان طور گرم و استوار باقی بماند.

اگر این مسائل درك شود، از همین حالا و قبل از اینكه خیلی دیر شود، می توان به نیازهای زنان و مردان در زندگی مشترك بیشتر توجه كرد. ارتباط موِثر و كارآمد در هر رابطه ای ضروری است، چه در رابطه شغلی و چه در رابطه زناشویی؛ اما این ارتباط موِثر به مهارت های بی شماری احتیاج دارد تا دو نفر، از سال ها زندگی مشترك خشنود باشند. تنها راه همسران آن است كه این راه كارها و مهارت ها را خوب بشناسند تا افق زندگیشان تیره وتار نشود و سایه طلاق بر زندگی آنها گسترده نشود.


تعداد کل صفحات: 41 1 2 3 4 5 6 7 ...

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ